مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

485

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - كرده است كه چون سرها را به كوفه وارد كردند ، سواري كه زيباترين مردم بود ، سر عبّاس بن علي عليهما السّلام را به گردن اسبش آويخته بود ورويش قير سياه شد ومىگفت : « هر شب دو مأمور مرا در آتش مىاندازند . » وبه بدترين حال ، مرد . كمره‌اى ، ترجمه نفس المهموم ، / 191 از عبادات أو آن كه در ميان پيشانيش اثر سجده نقش بسته بود ، چنان‌كه در « مقاتل الطّالبيّين » آمده است : مدائنى گويد : أبو غسّان هارون بن سعد به نقل از قاسم بن اصبغ بن نباته ، گفت : « مردى از تيرهء بنى دارم را ديدم كه سياه‌رو شده بود ؛ در حالي كه قبلا أو را زيبا وسپيدرو ديده بودم . » گفتم : « چرا چنين شدى ؟ » گفت : « من جوانى را كه هنوز مو بر صورتش نروييده بود وهمراه حسين عليه السّلام در كربلا بود ، كشتم كه در پيشانيش اثر سجده نقش بسته بود . در همان شب پس از قتل أو ، در خواب ديدم كه به سراغم آمد وگريبانم را گرفت وكشيد تا اين‌كه مرا به جهنّم اندازد . من شروع به فرياد كشيدن نمودم ؛ به طورى كه همهء افراد قبيله صدايم را شنيدند ( واز آن هنگام رويم سياه شد ) » وآن مقتول ، عبّاس بن علي عليهما السّلام بوده است . سبط ابن جوزي از هشام بن محمّد ، از قاسم بن اصبغ مجاشعى روايت مىكند كه : چون سرهاى شهداى كربلا را به كوفه آوردند ، سواركارى نيك‌سيما ديدم كه سر نوجوانى را بر گردن اسبش آويخته بود . أو هنوز مو بر صورت نداشت ودر زيبايى ، ماه شب چهارده را مىماند . أسب كه با نشاط وتبختر گام برمىداشت ، به هنگامى كه سرش را تكان مىداد ، آن سر به زمين مىرسيد . گفتم : « اين سر كيست ؟ » گفت : « سر عبّاس بن علي . » گفتم : « تو كيستى ؟ » گفت : « حرملة بن كاهل اسدى . » بعد از گذشت چند روزى مجدّدا حرمله را ديدم ؛ امّا با رويى سياهتر از قير ! گفتم : « در آن روز كه سر را حمل مىكردى ؛ از تو نيك‌سيماتر در عرب نبود ؛ ولى اكنون از همه زشت‌تر وسياه‌تر شده‌اى ؟ » أو گريست وگفت : « به خدا قسم ! از آن روزى كه سر را بردم تا همين امروز ، هر شب دو نفر مىآيند وبازويم را مىگيرند ومرا به سوى آتشى با زبانه‌هاى بلند مىكشند ؛ در حالي كه من خود را به عقب مىرانم وآن آتش صورتم را همان‌گونه كه مىبينى ، مىسوزاند . بعد از مدّتى حرمله با وضع بسيار بدى درگذشت . اينها دو روايت هستند كه حكايت از آن مىنمايند كه فرد مقتول عبّاس بن علي عليهما السّلام بوده است . وحال آن‌كه با اين ويژگى كه « وى خط سبزى بر سيما نداشت » ، ما نمىتوانيم آنها را مورد قبول قرار دهيم ؛ زيرا قمر بني هاشم در هنگام شهادت سى وچهار سال داشته است ، وبه حسب معمول أو نمىتواند مو بر صورت نداشته باشد ؛ كمااين‌كه در متون تاريخي هم نصّى وجود ندارد كه أو را مانند قيس بن سعد بن عباده ، بىخط سبزى در چهره معرفى نمايد . -